محمد يار بن عرب قطغان

270

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

ذكر جمع آمدن اعدا با يكديگر و لشكر كشيدن بر سر بخارا با سپاه بىحد و تشريف آوردن حضرت عزيزان و مصالحه ايشان چون شهريار بىمثل و مانند از دور سمرقند عنان معاودت برتافت ، بابا سلطان ديگر بار جهت معاونت سلطان سعيد سلطان با سپاه تركستان و توابع آن به سمرقند شتافت . و آن دو سلطان فتنه‌گر به اتفاق يكديگر با لشكر شياطين‌اثر روى به تاخت بخارا نهادند و مردم ميانكال پاره‌اى در قلعهء دبوسى و فوجى در حصار كرمينه متحصن گشتند . چون لشكر قيامت اثر اعدا گرد قلعهء كرمينه رسيدند ، موازى بيست‌هزار كس در موكب يكى از سلاطين خوارزمى از دريا عبور نموده ، متوجه قلعه گرديدند . و دوستم سلطان بر بالاى باره برآمده ، سپاه خويش را رخصت جنگ داد و قصد مضاربه و محاربه بينهما بر وجهى صورت وقوع يافت كه به اندكى ماجراى ، دشمنان رايت گريز افراختند و سراسيمه‌وار خود را در آب انداختند . بعضى از ايشان از آن ورطهء خونخوار خلاصى يافتند و اكثر ايشان غريق بحر فنا گشتند . از اين جمله سلطان خوارزمى كه رزم را خوار داشتى از پاى درافتاد ، سر بجاى پاى نهاد و با آنكه در صدمهء نخست اعدا را شكستى چنين روى نمود ، آن گروه غيور از غايت تكبر و غرور پاى از عزيمت خويش باز نكشيدند و به آهنگ نهيب و تاراج به سوى بخارا متوجه گرديدند و [ در ] صحراى غشبتى كه داخل تومان غجدوان است ، نزول فرمودند . و مردم آن تومان را كه بر سر روضهء حضرت خواجهء جهان خواجه عبد الخالق غجدوانى 273 گذر كرده بودند با وجود قرب جوار آن حضرت ، آن گروه بىارادت دست به تاراج ( 157 ب ) گشودند . حضرت اعلى بعد از استماع اين سخن ، نخست فوجى از دلاوران شجاعت‌گزين مانند حليم اغلان و نظربى نيمان و عليمردان بهادر و سيوندك پهلوان و محمد على اغلان و عبد الباقى و گنجه على شغاول و قمر چهره آقاسى و نظر جوره آغاسى را پيش فرستادند و نزديك به تومان مذكور ميان لشكر ظفراثر و سپاه اعداى فتنه‌گر جنگى عظيم واقع شده . ( بيت : ) سپاه از دو جانب درآمد به جنگ * ز هر سو روان گشت تير خدنگ القصه ، بين الجانبين آن‌روز آنچنان حربى روى نمود كه قلم دو زبان از تحرير آن فرومانده . القصه ، چون اعداى دولت از شكوه و هيبت سپاه ذىشوكت ، ترسان و هراسان شدند و